تبليغاتX
ملی مذهبی
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386

ابری نيست
بادی نيست
می نشينم لب حوض :
گردش ماهی ها ،روشنی،گل،آب.
پاکی خوشه ی زيست...
                                         * * *
نور در کاسه مس چه نوازش ها می ريزد!
نردبان از سر ديوار بلند ،صبح را روی زمين می آرد.
پشت لبخندی پنهان هر چيز .
روزنی دارد ديوار زمان،که از آن چهره من پيداست...

                                                                              سهراب سپهری


 دو قدم مانده به صبح به گمانم دلنشين ترين برنامه ی اين سالهای رسانه همگانيست که با اجرای متمايز محمد صالح علا هنرمند برجسته سعی دارد نگاه به نسبه جامعی به مقوله فرهنگ و هنر داشته باشد.
تفکيک مشخص زمان برنامه به بخش های گونه گون و پخش وله و نماهنگ و گزارش های بر آمده از متن اجتماع و فرهنگ ايرانی و رويکرد مناسب به سينمای جوان و پخش فيلمهای کوتاه ،همه و همه نويد بخش تولد برنامه ايست غير متکلف که فرهنگ را از حاشيه به متن ارتباطات انسانی گسيل می دارد.
حضور چهره های ماندگار و البته در محاق عرصه فرهنگ و هنر ويژگی ممتازيست که براحتی از آن نميتوان گذشت .
چيدمان زمانی و فضايی برنامه از زمان پخش تا شکل و فرم وله ها و نحوه اجرا ،نمايه دغدغه های انسان هاييست از جنس فرهنگ و هنر که معاشرت با نماد های فرهنگی يک اجتماع را در ارتقای آگاهی ها  تجويز می کند.
دکور و مبلمان به کلی متفاوت دو قدم مانده به صبح ياد آور تلاقی سنت است و مدرنيسم در دل جامعه اي شبه مدرن.

از آنجا که با حوض آبی رنگ کوچک ايرانی با فواره اي شره کنان سنت را، معماری ايرانی را، به رخ می کشد و با دريچه هايی نيمه گشوده از قرص و هلال های متفاوت ماه ،امتداد شب و شکيبايی و اميد صبح را ياد آور می شود و در بطن تمام اينها با استفاده از رنگهايی با کنتراست بالا و  مبلمانی  نوين به همراه  ادبيات کلامی و آيتم هايی وارداتی روحی مدرن را در دل اين کالبد می آفريند.
فرای از تارنمای قابل قبول دوقدم مانده به صبح ،اندک جستجويی در دنيای مجازی اقبال چشمگير  طبقه متوسط ايرانی  به اهتمام برنامه سازانی هویت طلب را آشکار می سازد و اين شايد تمام آن چيزيست  که امتداد شبهايم را  راس ساعت يازده به شبکه چهار رسانه همگانی می رساند که

اما صبح ديگری در راه است...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:47  توسط فرزاد مشیری  |